معنا و مبنای علوم انسانی اسلامی

تومان۵۰,۰۰۰

درس گفتارها، سخنرانی ها، گفت وگوها و یادداشت هایی از رضا غلامی

بخـش اول: سخنـرانـی‌هـا، بخـش دوم: گفت وگوهــا، بخش سـوم: یـادداشت هـا در قالب قطع رقعی 416 صفحه

موجود در انبار

پیشگفتار

بحث از علوم انسانیِ اسلامی را باید سال ها پیش از پیروزی انقلاب و لااقل در جهان تشیع با ظهور اثر گرانقدر شهید صدر یعنی «اقتصادنا» جستجو کرد. البته دنیای تسنن هم از گذشته -و چه بسا زودتر از شیعیان- به این ساحت فکری بی اعتنا نبوده و تلاش های وافری را چه در حوزه علوم اجتماعی و سیاسی و چه دانش اقتصاد داشته است. از تلاش های سید قطب و امثال او که متهم به افراطی گرایی شده اند بگذریم، اندیشه ورزی افرادی چون سید محمد نقیب العطاس، اسماعیل فاروقی یا سیدابوالاعلی مودودی در پایه گذاری علوم انسانیِ اسلامی تأثیراتی داشته است. در جهان تشیع، هرچند دیدگاه های اقتصادی شهید صدر یک نقطه عطف در حوزه های علمیه به شمار می رود اما نقش و سهم منحصربه فرد مرحوم علامه طباطبایی و شهید مطهری در این میدان – هرچند با تابلوی علوم انسانی اسلامی دنبال نشده باشد- غیر قابل انکار است. با پیروزی انقلاب اسلامی و تجدید حیات عملی اسلام اجتماعی، به طور طبیعی انتظار برای بسط و تعمیق علوم انسانی اسلامی افزایش یافت. جمهوری اسلامی به دنبال جاری و ساری کردن تعالیم ناب اسلامی در رگ های کشور بود و این هدف جز با اتکاء به علوم انسانیِ اسلامی میسر نمی شد. ناآشنایی با عمق علوم انسانی و کارکردهای آن به علاوه فقر محتوای منسجم و روزآمد در حوزه ها همچنین نیازهای فزاینده و متراکم کشور به تربیت نیرو و ضرورت پاسخ گویی به سیلی از مسائل مبتلابه، چیزی بود که نظام را به سمت پالایش و استفاده از علوم انسانی متعارف که مولود تفکر سکولار بود سوق داد. بعضی ها تا همین اواخر تصور می کردند پالایش متون و تغییر اسمی در برخی سرفصل های درسی، علوم انسانی سکولار را در مسیر نظام اسلامی قرار داده است اما واقعیت این بود که پالایش های سطحی نه تنها ثمره چندانی نداشت بلکه قدرت اصحاب علوم انسانی سکولار را برای گسترش این علوم در پوشش پالایش یا تحول و غیره افزایش می داد. در این بین، شاهد شکل گیری مجموعه هایی نظیر دانشگاه امام صادق(ع) یا دفتر همکاری حوزه و دانشگاه برای به خدمت درآوردن علوم انسانی در جهت اهداف نظام اسلامی بودیم اما به این تلاش ها – که چیزی جز کنار هم قرار دادن و حداکثر ترکیب صناعی دو دانش نامتجانس اسلامی و سکولار نبود- اطلاق عنوان علوم انسانی اسلامی ممکن نبود.
البته در دهه هفتاد شاهد شکل گیری یک جریان موفق برای پاسخ گویی به سؤالات و شبهات نوظهور نسبت به بنیادهای معرفتی تعالیم اسلامی بودیم که در جای خود اثر قابل توجهی در مهیا سازی مقدمات تکون علوم انسانی اسلامی داشت اما اطلاق علوم انسانی اسلامی به نتایج این جریان فکری نیز امکان نداشت. بالاخره بعد از تحمل ضربات جبران ناپذیر علوم انسانی سکولار و تربیت صدها هزار تن از مدیران دیروز، امروز و تا حدی آینده کشور بر مبنای این علوم، فکر تحول بنیادین در علوم انسانی که از سوی رهبر بزرگوار انقلاب دنبال می شد موضوع تلاش خودجوش جمع قابل توجهی از اساتید دلسوز حوزه و دانشگاه قرار گرفت. هر چند تلاش این اساتید با بی مهری و حتی تخریب گری برخی از متولیان امر تحول در مجامع رسمی قرار گرفت اما با تشویق رهبر انقلاب و سرسختی اساتید در برابر مشکلات نهایتاً نهال آن رویید. تفاوت علوم انسانیِ اسلامی دهه اخیر با علوم انسانیِ اسلامی قبل از پیروزی انقلاب در این بود که علوم انسانیِ اسلامی خود را در قامت یک دستگاه فکری جدید و پویا برای تولید فکر اسلامی در عرصه های گوناگون می دید که با حفظ مزیت های علوم انسانی متعارف و بهره گیری هوشمندانه از تجارب جهانی، قادر است مبتنی بر خطوط فکری اسلام به نظریه پردازی در مسائل اجتماعی بپردازد. من شخصاً این توفیق بزرگ را داشتم که به کمک دوستان عزیزم به ویژه متفکر گرانمایه و وارسته دکتر عطاء الله رفیعی آتانی و صدها تن از اساتید فاضل و مجاهد حوزه و دانشگاه در کاشت این نهال ارزشمند و صیانت از آن در برابر هجمه های سنگین و عمدتا شبه سیاسی حلقات روشنفکری سکولار نقش آفرینی کنم و از این بابت خدای متعال را شاکرم. از آنجا که بنده در سال های گذشته با انواع درس گفتارها، سخنرانی ها، گفت وگوها، یادداشت ها یا مقالات سعی زیادی در تبیین ابعاد و زوایای پیچیده علوم انسانی اسلامی داشته ام، پیشنهاد شد که مجموع این مطالب جهت بهره برداری سهل تر علاقمندان به ویژه دانش پژوهان جوان حوزه و دانشگاه منتشر شود. کتابی که پیش رو دارید نظرات اینجانب حول ضرورت، امکان و نحوه دست یابی به علوم انسانیِ اسلامی و همچنین مختصات دستگاه فکری جدیدی است که باطن این علوم را تشکیل داده است. البته این مطالب بعضاً و به شکل غیر مستقیم، رسالت خود را پاسخ گویی به ابهامات و یا شبهات در نظر گرفته است و لذا فضای حاکم بر هر سال در مطالب ارائه شده در همان سال اثرگذار بوده است. از طرف دیگر، نظرات بنده در طول این سال ها تکمیل و پخته شده و به طور طبیعی نظرات اولیه نسبت به نظرات الآن قدری تغییر کرده است. حال که پیش گفتار این کتاب را می نویسم فشارها بر این حرکت، تنگناهای مالی و غیره طاقت فرسا شده به طوری که اطمینان ندارم بتوانم مانند سابق نقش خود را در این ساحت ایفا کنم اما خدای تعالی را به خاطر توفیق بزرگی که نصیبم ساخت بی نهایت شاکرم. واقعیت این است که هرچند نهال علوم انسانی اسلامی جوان است اما ریشه خود را تقویت کرده و مهم تر از همه لااقل در محیط های متجانس به گفتمانی رایج تبدیل شده است و لذا امیدوارم این نهال در آینده به مدد خود اساتید حوزه و دانشگاه به درختی تنومند تبدیل گردد. در پایان لازم می دانم از برادر خوش فکر جناب آقای علی آقا پور که زحمت ویرایش مطالب کتاب را بر عهده گرفتند و همچنین از دوست گرامی جناب آقای یوسف بهرخ که با صبر و حوصله و هنرمندی فرصت آماده سازی و چاپ کتاب را فراهم کردند سپاسگزاری کنم.
و العاقبه للمتقین
رضا غلامی
۲۷/۵/۱۳۹۷

توضیحات تکمیلی

وزن 382 g

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

شما شاید این را هم دوست داشته باشید